تبليغاتX
SED ALI وبلاگ

نمی دونم ازکجا شروع کنم قصه ی تلخ سادگیم رو

نمیدونم چرا قسمت می کنم روز های خوب زندگیم رو

چرا تو اول قصه همه دوستم می دارن

وسط قصه که می شه سر به سر من میذارند

تا می خواد قصه تموم شه همه تنهام میذارند

میتونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم

میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم

تا با یه نیش زبون بترکه و خراب بشه

تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه

میتونم بازی کنم با عشق احساس کسی

می تونم درست کنم ترس دل و دلواپسی

میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم

می تونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم

ولی با این حرفا بازم منم مثل اونا

یه دروغگو میشم و همیشه ورد زبونا

یه نفر به من بگه چیکار کنم

با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم

من باید از چی بفهمم که چه کسی دوستم داره

توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط سیدعلی در هفدهم فروردین 1388 ساعت 14 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط سیدعلی در یکم فروردین 1388 ساعت 13 | لینک ثابت |
 
business article