تبليغاتX
SED ALI وبلاگ

 

زندگی شاید یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد....

زندگی شاید ریسمانی است که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد.....

زندگی شاید طفلی است که از مدرسه بر میگردد.....

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناک دو هم آغوشی....

یا عبور گیج رهگذری باشد که کلاه از سر بر میدارد و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید:صبح بخیر!!!!!!

زندگی حس غریبی است که مرغ مهاجر میخواند.....

نکند در پس پرده ی این تاریکی رودی باشد به زلالی چشم گل نرگس

زندگی شاید پلی است برای وصال

زندگی بر باد وفا ؟بر صدق من و ما ؟

نه

زندگی همان گلبرگ مغرور

زندگی همان درخت گردو

 

 

نوشته شده توسط سیدعلی در پنجم مرداد 1388 ساعت 8 | لینک ثابت |
 
business article